سلام جان دل
دلم خیلی گرفته که میخوام اینو برات بنویسم. میدونی؟ گاهی اوقات دلم برای هردومون میسوزه.
دلم میسوزه چون فکر میکنم شاید اگه با من ازدواج نمیکردی شاید خوشبخت تر بودی.
شاید من اونی که باید باشم نیستم. و مطمئنا تو لاق بهترینهایی.
وقتی بغلم میکنی گاهی شبا گریه میکنم.چون میبینم که موهای سفیدت بیشتر شده. در حالیکه هنوز به 30 نرسیدی. و تو که نمیدونی چرا گریه میکنم مدام به سینت فشارم میدی و من بو میکشمت و دلم بیشتر میسوزه.
به این فکر میکنم که اگه اون شب تو حرم امام رضا تورو عیدی نمیگرفتم الان چیکار میکردم؟
دلخوشی زندگیم چی بود؟ و به کی تکیه میکردم؟
به این فکر میکنم که اگه خدا تو رو ازم بگیره من چیکار کنم؟
می ترسم میدونی؟
از از دست دادنت وحشت دارم. و بهت که میگم چقدر خوب ارومم میکنی
من خوشبختم. بخاطر وجود تو. کنار تو. با تو
و بخاطر این خوشبختی ازت ممنونم.
شاید هیچ وقت نخونیش. شاید باید خیلی بهتر مینوشتم اما تو که همیشه کمبودهامو بخشیدی فرشته خدا.
دوستت دارم بخاطر همه چیزهایی که هستی.
کم، قدیمی، گم
همسرت
نظرات شما عزیزان:
مهران 
ساعت16:48---2 آذر 1391
عاشقانه میدانید چیست ؟
همین که بدونی گذشت زمان داره رابطه اتونو رو محکمتر میکنه و عشقتون رو بیشتر این همین که بدونی دیگه برای هم دارید زندگی میکنید همین که مطمئن بشی سالها نبودن هر کدوم فقط برای طرف مقابل انتظار به جا میذاره نه خیانت همین حس ها یعنی عاشقانه